خانه
 
    آرشیو خبر
 
   خبر


اخبار سروشان  

  {{Title}}

{{newsDateTime}}

هوش تجاری چیست؟
(مقاله ای ازمصطفی قاسمی کارشناس هوش تجاری در خدمات)

هوش تجاری به عنوان یک معماری در هر سازمان است.سازمان ها باید بپذیرند که فلسفه حیاتشان تغییر کرده است و دیگر زنده بودن به معنای رسیدن به وضعیت سوددهی مداوم، نیست و باید به دنبال رقابت و ابزار آن باشند. بنابراین تسلط بر فناوری های جدیدی مانند هوش تجاری در کسب وکارها یک ضرورت اجتناب ناپذیر تلقی می شود.
منتشر شده در تاریخ: 1395/10/20      تعداد بازدید: 66
فناوري هاي نوين با سرعتي سر سام آور در حال پيشرفت هستند به طوري که جوامع به صورت عام و بازار به صورت خاص با شتابي وصف ناپذير به دنبال راهکارهايي هستند که بقايشان را در اين عرصه آشفته و متلاطم تضمين کند. سازمان ها بايد بپذيرند که فلسفه حياتشان تغيير کرده است و ديگر زنده بودن به معناي رسيدن به وضعيت سوددهي مداوم، نيست و بايد به دنبال رقابت و ابزار آن باشند. 

بنابراين تسلط بر فناوري هاي جديدي مانند هوش تجاري در کسب وکارها يک ضرورت اجتناب ناپذير تلقي مي شود. هوش تجاري، راهکاري به منظور جستجو و تحليل اطلاعات است  به صورتي که براي تصميم گيرندگان در کليه سطوح سازمان، سهولت دسترسي، درک، تحليل، همکاري و عمل بر روي داده ها در همه جا و همه وقت را به همراه داشته باشد. 

در واقع هوش تجاري به مجموعه‌اي از مهارت‌ها، فناوري‌ها و برنامه‌هاي کاربردي گفته مي‌شود که به‌ منظور جمع‌آوري، يکپارچه‌سازي، تجزيه ‌و‌ تحليل و ايجاد دسترسي به انباره ‌هاي داده سازمان مورد استفاده قرارمي‌گيرند. 

 از طرفي بايد توجه داشت که هوش تجاري، نه به عنوان يک محصول  و يک سيستم، بلکه به عنوان يک معماري و رويکردي جديد مورد نظر بوده که شامل مجموعه اي از برنامه‌هاي کاربردي و تحليلي است که در قالب پردازش تحليلي برخط به تحليل داده‌هاي تجاري و ايجاد بستري مناسب جهت اتخاذ تصميمات دقيق و هوشمند مي‌پردازد.

*چه شرکتهايي به دنبال پياده سازي راهکار هوش تجاري هستند؟ 
هر شرکتي که نياز به تجميع اطلاعات از نرم افزار هاي کاربردي و يا منابع داده اي چند گانه داشته باشد. مديران يا کارشناساني که نيازمند دسترسي به اطلاعات دقيق و نياز به تحليل اطلاعات هستند. شرکتهايي که بواسطه رشد سريع و حجم بالاي اطلاعات، نياز به تصميمات صحيح بر اساس اطلاعات دقيق و به موقع دارند معمولا به دنبال پياده سازي اين راهکار هستند. 

* راهکار پياده سازي پروژه هاي هوش تجاري 
گام اول براي پياده سازي هوش تجاري در يک سازمان، تعيين محدوده پروژه و برنامه ريزي پروژه است. محدوده پروژه معمولا بر اساس حوزه هاي کاري از جمله حوزه فروش، حوزه مالي، منابع انساني، خدمات پس از فروش و... مشخص مي شود.
پس از مشخص شدن محدوده پروژه براي شناسايي و تدوين شاخص هاي کليدي عملکرد (KPI) بايد وضعيت موجود به خوبي مورد شناسايي و تحليل قرار گيرد.
پس از شناخت و تحليل سازمان، شاخص هاي کليدي عملکرد مشخص شده و جهت پياده سازي بر اساس فاکتورهايي از جمله مهيا بودن اطلاعات بصورت سيستمي و ... اولويت بندي مي شوند.

 مرحله بعدي که معمولا مهم ترين بخش پروژه هاي هوش تجاري است، فاز طراحي و پياده سازي انباره داده(Data Warehouse) است. همانطور که مي دانيد انباره هاي داده، بانک هاي اطلاعاتي هستند که کليه داده‌هاي حال و گذشته يک سازمان در آن قرار مي‌گيرد. در واقع انباره داده را ميتوان راهبردي دانست که دسترسي آسان به اطلاعات درست در زماني درست به کاربران درست را فراهم مي کند تا تصميم گيري سازماني قابل انجام باشد.

اما زمانبر ترين بخش کار، معمولا پس از طراحي انباره داده است. يعني جايي که اطلاعات بايد از منابع داده اي سازمان ( نرم افزار هاي کاربردي مالي، اداري، فايل هاي Excel  و ...) استخراج و   عمليات پاکسازي اطلاعات انجام شده سپس در انباره داده، بارگذاري شود. در اين مرحله از کار، تمام داده هاي مورد نياز سازمان براي تحليل و تصميم گيري از منابع مختلف جمع آوري شده و پس از پاکسازي اطلاعات در انباره داده تجميع مي شوند.

آخرين مرحله در فرآيند پياده سازي زير ساخت پروژه هاي هوش تجاري، تبديل اطلاعات موجود در انباره داده به مکعب هاي داده (Cube) براي تحليل چند بعدي اطلاعات است و در نهايت استفاده از يک نرم افزار جهت نمايش اطلاعات مکعب هاي طراحي شده و بصري سازي انواع نمودارها و داشبورد ها است.
زمان اين پروژه ها بر اساس محدوده کار تعريف شده و شرح خدمات مورد انتظار متغيير هستند.

* عوامل ايجاد موفقيت در  پروژه هاي هوش تجاري
معمولا براي رسيدن به موفقيت در پروژه هاي BI در گام  اول بايد ارزيابي و تخمين درست و قابل اعتماد از پروژه داشت، توصيه مي شود کار با دامنه محدود (مثلا يکي از حوزه مالي ، فروش، خدمات پس از فروش و يا ...) شروع شود تا در صورت امکان در فاصله هاي زماني کوتاه تر خروجي ها را ارايه کرد.معمولا ارايه خروجي در زماني کوتاه تر باعث جلب اعتماد بيشتر و پشتيباني موثر مديران سازمان از پروژه خواهد شد. 

يکي ديگر از فاکتورهاي مهم در موفقيت اين است که کاربران درهنگام پياده سازي و اجراي پروژه در جريان و درگير پروژه باشند. به طور طبيعي، داشتن تيم کاري حرفه اي، مدير پروژه مجرب و شناخت کسب و کار و موضوع هاي مرتبط با آن از مهمترين عوامل در کسب موفقيت در پروژه هاي هوش تجاري است.